العلامة المجلسي
112
حياة القلوب ( فارسي )
حوض - كوثر - بر من وارد شوند پس نظر كنيد كه چگونه خلافت من در حقّ ايشان خواهيد كرد « 1 » . ودر احتجاج از سليم بن قيس هلالي روايت كرده است كه گفت : روزى من وجيش بن المعقر در مكة بوديم ناگاه أبو ذر رضى اللّه عنه برخاست وحلقهء در خانهء كعبه را گرفت وبه صداى بلند ندا كرد در موسم حج : أيها الناس ! هر كه مرا شناسد ، شناسد ، وهر كه نشناسد منم جندب بن جنادة ومنم أبو ذر ، أيها الناس ! من شنيدم از پيغمبر شما كه گفت كه : مثل أهل بيت من در امّت من مثل كشتى نوح است در ميان قومش ، هر كه سوار شد در آن كشتى نجات يافت وهر كه تخلّف كرد از آن غرق شد ، ومثل درگاه حطّه است در بني إسرائيل ، أيها الناس ! من شنيدم از پيغمبر شما كه گفت : بدرستى كه من گذاشتم در ميان شما دو چيز كه هرگز گمراه نشويد مادامىكه متمسك به آنها باشيد : كتاب خدا وأهل بيت من . . . تا آخر حديث . پس چون أبو ذر به مدينه آمد ، عثمان فرستاد بسوى أو وگفت : چه باعث شد تو را كه در موسم حج ايستادى وآنها را گفتى ؟ گفت : عهدي بود كه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم با من كرده بود ومرا به آن امر نموده بود . عثمان گفت : كه از براي تو گواهى به اينها مىدهد ؟ پس برخاست جناب أمير عليه السّلام ومقداد رضى اللّه عنه شهادت دادند ، پس هر سه بيرون رفتند ، عثمان اشاره كرد به حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام وگفت : اين ودو مصاحبش گمان مىكنند كه كارى از پيش خواهند برد وچيزى بدستشان خواهد آمد « 2 » . وابن بابويه در امالى به سند معتبر از ابن عباس روايت كرده است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود كه : هر كه به دين من اعتقاد كند وبر طريقهء من راه رود ومتابعت سنّت من كند پس بايد كه اعتقاد كند كه أئمة از أهل بيت من بهترند از جميع امّت من ، بدرستى كه مثل ايشان
--> ( 1 ) . جامع الأصول 1 / 187 ؛ صحيح ترمذى 5 / 622 . ( 2 ) . احتجاج 1 / 361 ، ودر آن « حنش بن المعتمر » است .